تبليغاتX
بحر در کوزه
ماييم و كهنه دلقي كاتش بر آن توان زد سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 16:4

داشتم مي‌نوشتم كه در اين چند روزي كه روزنامه اعتماد ملي از همه طرف زير فشار خرد‌كننده بود، همدلي و همبستگي ملي را با خود و همكارانم با تمام وجودم حس مي‌كردم. كساني كه تلفن مي‌زدند، كساني كه در چند روز گذشته به طور معناداري از كنار روزنامه مي‌گذشتند  و اگر امكاني بود درنگ مي‌كردند و با زبان بي زباني از ما حمايت مي‌كردند. پشت شيشه روزنامه بيرون را نگاه مي كردم و مي‌ديدم در ميان ازدحام پليس و شلوغي جمعيت دختري رويش را به پنجره بسته روزنامه كرد و گفت بهتون افتخار مي‌كنيم و من هم همين حس را داشتم كه به اين دختران، پسران، زنان و مردان از هر نسلي و با هر پوشش و رنگ ولباسي كه با ما در اين شكوه دموكراسي خواهي سهيم‌اند افتخار مي‌كنم. هنوز به نيمه‌هاي نوشته‌ام نرسيده‌بودم كه خبر دادند روزنامه توقيف شده و ما مانديم و اين همه دل‌هاي شكسته....

                  درويش را نباشد برگ و سراي سلطان   ماييم و كهنه دلقي كاتش بر آن توان زد

نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |

اين شيروي ما نيست جمعه دوازدهم تیر 1388 18:3
اين روزها فضاي خاصي بر مطبوعات حاكم است. خود سانسوري باعث مي‌شود بسياري از موضوعات سياسي و رويدادهاي پس از انتخابات راهي به صفحه‌هاي روزنامه‌ها پيدا نكنند و روزنامه‌ها از نام شخصيت‌هايي چون مير حسين موسوي، مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي پاك شود. روزنامه اعتماد ملي كه اين روزها در غياب سردبير زنداني خود منتشر مي‌شود، در روز چهار شنبه 10 تيرماه با حضور نمايندگان دادستاني و ارشاد در چاپ‌خانه به دليل چاپ بخشي از نامه صاحب امتياز خود در باره نتيجه انتخابات از چاپ باز ماند. روز پنج شنبه اين روزنامه پس از جرح و تعديل‌هاي فراوان به دست چاپ سپرده‌شد، ولي باز ميان آنچه در صفحه‌بندي روزنامه آماده شده‌بود با روزنامه منتشر شده، تفاوت محسوسي از نظر نوع مطالب، چيدمان و فونت تيتر و متن به چشم مي‌خورد كه ديگر به صفحه اول خلاصه نمي‌شود. من از باب مشت نمونه خروار مطالب روز پنج شنبه 11 تير را ذكر مي‌كنم. حذف يادداشت عطاءالله مهاجراني از صفحه اول و سوم كه به جاي آن در جاي سرمقاله چند خبر از صفحه هاي اجتماعي گذاشته بودند و به جاي ادامه مطلب هم خبري از نشست سران كشورهاي افريقايي در صفحه 3 نشسته بود. در صفحه 4 هم گزارش اصلي در باره شوراي نگهبان كه خود به تيغ خودسانسوري گرفتار شده بود، خبري از صفحه اجتماعي در باره كنكور دانشگاه آزاد با فونت بسيار درشت و دفرمه شده به جايش نشسته‌بود كه مرا ياد فيلم فيس‌آف انداخت. روزنامه‌ها كه فيس‌‌آف مي‌شوند، كم مونده كه خودمان هم فيس‌آف بشيم و كسي ديگه جايمان روزنامه را منتشر كند. باور كنيد اين شيرو ديگر شيروي ما نيست و همه چيزش عوض شده!
نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |

بهترين انتخابات و بدترين نتيجه شنبه بیست و سوم خرداد 1388 16:7

نمي‌خواهم در باره دستكاري در نتيجه انتخابات صحبت كنم كه به نظرم بديهي است. به نظرم تغيير نتيجه هم نامحتمل است؛ چه نظامي كه هزينه را با علم به پيامدهايش پرداخته با هيچ منطقي  نتيجه را به مخالفانش واگذار نمي‌كند. احتمالاً كشاندن مردم به خيابان‌ها هم ضمن اين كه ممكن است دستاوردي داشته باشد، اما اين دستاورد را نمي توان در مقابل هزينه بالاي آن توصيه كرد. از طرفي سكوت در برابر حقوق ضايع شده ملتي كه بي‌سابقه ترين ميزان مشاركت را به نمايش گذاشتند، روا نمي‌دانم و اخلاقاً، عرفاً و عقلاً آن‌ها كه اين موج مردمي را پديد آوردند و باعث شدند كه بعضي براي نخستين بار به پاي صندوق‌هاي رأي بروند، بايد پاسخ بدهند. در سوي ديگر مردمي كه براي رسيدن به آينده‌اي بهتر، گزينه‌اي غير از فرد برآمده از كامپيوتر‌هاي وزارت كشور رأي دادند، بايد پيگير حقوق ضايع‌شده خود باشند.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |

اميد سبز چهارشنبه بیستم خرداد 1388 18:1

چهار سال پيش رئيس جمهوري آمد كه با انباني از شعارهاي متفاوت با ديگر كانديداها توانست از ملت رأي بگيرد. شعارهايي چون عدالت، مهرورزي با بندگان خدا، آوردن نفت سر سفره‌هاي مردم، مبارزه با فساد و تبعيض و... همه شعارهاي زيبايي بودند كه كمتر انسان آزاده و منصفي مي‌تواند با آن مخالفت كند.

اما آنچه شاهد بوديم تفاوت فاحشي را با واقعيات نشان مي دهد. هر يك از اين مفاهيم تقلب معنا پيدا كردند. به جاي عدالت، تبعيض و به جاي مهرورزي، نفرت نشست. آنچه شاهد بوديم افزايش فضاي بدبيني، نفرت، شكاف طبقاتي، شكاف هاي عقيدتي و كوچك شدن سفره‌هاي مردم بود. ملتي دو دسته كه به جان هم افتادند و همديگر را دزد و خائن معرفي كردند. آژير دزدگيرها به صدا درآمد. دولتي كه به اندازه كل تاريخ اسكناس در ايران پول چاپ كرد، وقتي نتوانست به مشكلات پايان دهد همه را گردن گذشتگان گذاشت و وعده برخورد براي دوره دوم را داد. ملت اما اينك چه موافق وضع موجود، چه مخالف خشمگين است چون فضاي آي دزد، آي دزد همه را تحريك كرده؛ بالاخره بايد يك طرف دزد باشد. صداي كي بود كي بود من نبودم طنين انداخته و فرياد حيدر حيدرش كن كن از شهر به درش كن بلند است.

ديشب آخرين برنامه تلويزيوني ميرحسين را تماشا مي كردم كه مي‌گفت: بايد مرز فقر و غنا در جامعه برداشته شود. هم تعجب كردم و هم احسنت گفتم؛ آخر در زمان دهه 60 اين آقاي ميرحسين موسوي بود كه فرياد جنگ فقر و غنا مي‌داد و راستگرايان مي‌گفتند در اسلام جنگ فقر و غنا نداريم. برايم آموزنده بودكه تجربه چقدر آموزنده‌است. اگر 20 سال سكوت همين يك تغيير را در ايشان ايجاد كرده‌باشد در خور ستايش است. امروز ايران رئيس جمهوري مي‌خواهد كه فقير و غني، شمال شهري و جنوب شهري، شهري و روستايي همه را شهروندان يك جامعه بداند و با ايجاد اجماع ميان نخبگان كشور، از هم ظرفيت‌ها براي خارج كردن كشور از اين بن‌بست به وجود آمده بهره برد تا اميد را به مردم و بالندگي رابه جامعه بياورد. سخنان موسوي برايم بارقه‌اي از اميد در اين راه بود. او پس از انتخابات رئيس جمهور همه ملت است و نه يك جناح سياسي. حتي مخالفان سياسي‌ ميرحسين هم نبايد از آمدنش بيمي به دل راه دهد و با همكاري او بايد كشور را از گرداب كنوني خارج كنند.   

نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |

هورا براي اخلاق جمعه پانزدهم خرداد 1388 19:40

فضاي انتخاباتي به ويژه پس از مناظره محمود احمدي‌نژاد و مير حسين موسوي، مرا به شدت افسرده كرده حتي اگر در افكار عمومي پيروزي با موسوي باشد. جامعه ما در شرايطي قرار گرفته كه به راحتي مرگ اخلاق را مي توان ديد. شايد بشود پا را هم فراتر بگذاريم و از فراگيري نهيليسم اخلاقي و مرگ خدا سخن بگوييم. نمي شود به راحتي گفت كه سخنان بي‌پرده و بي محاباي احمدي نژاد در هتك و هدم نظام سياسي كشور مخصوص خود ايشان است و كسي با وي هم نظر نيست. چه اگر چنين بود نبايد زياد نگران مي شديم. حتي اگر نظام سياسي كشور هم از اين دست اتهامات لطمه ببيند باز چندان نگران نمي‌شوم چون صلاح مملكت خويش خسروان دانند و احتمالاً خسروان مي‌دانند چگونه ملكشان را بر پايه مصلحت صرف استوار نگه دارند. ولي همه چيز گواه آن است ابعاد تأثيرگذاري دو سويه اين ادبيات كه ترجيح مي دهم صفتي برايش به كار نبرم بسيار بيش‌تر از آن است كه در وهم بيايد و پيامدهايش هم بسيار سهمگين‌تر از آن است كه بگوييم به دوران انتخابات و چار سال آينده و حوزه سياست يا اقتصاد محدود مي‌شود. اين انتخابات پايه‌هاي مدنيت ما را نشانه رفته است. اين انتخابات تمام ارزش‌هاي انساني را هدف قرار داده‌است. در همه جوامع بدوي و مدرن يك اصل بديهي است كه ديگر اصول بر آن بنياد گذاشته شده است و در همه اديان آسماني و غير آسماني هم بر آن تأكيد شده است؛ پرهيز از دروغ. بي شك حتي يك فرد دروغ‌گو هم به بد بون آن اذعان دارد. اما چرا فردي در جامعه ما مثل آب خوردن دروغ مي گويد جامعه بر نمي‌ آشوبد و حتي بر محبوبيت آن فرد افزوده مي‌شود. آيا جز اين است كه اين دروغ در بستر جامعه نهادينه شده و متاع عامي است كه بر سر هر بازاري خريدار دارد؟ اما نگراني من باز پذيرش عام چنين متاعي نيست چرا كه از قديم گفته‌اند كه عوام به دين حاكمان خويش‌اند ولي يك سوال سخت مرا به خود مشغول داشته است. من به هر حال فردي هستم كه به اصلاحات اعتقاد دارم اما در عين حال به مباني اعتقادي مخالفان اصلاحات احترام مي‌گذارم و باور دارم كه پيشبرد دموكراسي و رسيدن به آزادي جز در سايه تعامل اين دو گرايش به دست نمي‌آيد. اين را نيز مي‌دانم كه بسياري از اين مخالفان از صميم دلشان به ارزش‌هاي ديني اعتقاد دارند اما سوالم از همينجاست كه آيا تعصب جناحي آن‌قدر اهميت دارد كه باورمندان به اصول ارزش‌هاي خود را زير پا بگذارند؟ آيا با اين رفتار چيزي از اخلاقيات و ايمان مردم عادي به ارزش‌هاي حاكم باقي مي‌ماند

نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |

چهار سخنراني چهار داوري سه شنبه پنجم خرداد 1388 19:32

با پايان دور اول برنامه‌هاي تلويزيوني 4 نامزد انتخاباتي، ديگر مي‌توان گفت كه مردم دست كم با چكيده ديدگاه‌هايشان آشنا شده‌اند و من هم كه تا كنون موضعي بي‌طرفانه داشته‌ام، مي‌توانم ارزيابي كوتاهي از وضعيت آنها با توجه به ديدگاه‌هايشان به دست بدهم.

1-  ميرحسين موسوي: معمولاً اگر كسي نخستين سخنران انتخاباتي باشد برد كرده‌است. از اين جهت بخت با مير حسين يار بود. چون هم  سخنانش در ذهن‌ها مي‌ماند و هم ديگران با او سنجيده مي‌شوند. ميرحسين البته بيشترين بهره را از نيم ساعت تبليغات با حداكثر كلمات برد و احتمالاً تپق‌هاي زيادش هم به خاطر همين سرعت رديف كردن جمله‌ها و كلمه‌ها بود و البته كمي هم به خاطر لهجه شيرين تركيش. بيشرين فكت‌ها را به كار برد و عيني‌ترين موضوعات را كه براي مردم آشنا بود، برگزيد. محور صحبت‌‌هاش هم در نقد عملكرد دولت نهم بود. فكر مي‌كنم ميرحسين توانست طرفدارانش را راضي نگه‌دارد.

2-  محسن رضايي: محسن رضايي هم در توجه به جزئيات مشكلات كنوني اقتصادي، فرهنگي و سياسي كشور و رديف كردن سريع موضوعات به ميرحسين تنه مي زد. البته انسجام موضوعي مطالب در سخنانش كمي بهتر از مير حسين بود ولي باز هم پراكنده‌گوييش زياد بود و تسلطش بر كلام كم. به نظرم براي كسي كه نمي‌خواهد به احمدي‌نژاد رأي دهد و با اصلاح‌طلبان هم مرزبندي‌اش را مي‌خواهد حفظ كند، گزينه مناسبي است اما بعيد مي‌دانم توانسته باشد در خارج از طيف اصولگرايي چندان جلب نظر كند. خوب آقا محسن هم وقتش از ديگران كم‌تره و هم تيم و تبليغاتش.

3-  مهدي كروبي: اگر چند دقيقه اول سخنان كروبي را كه به خودش پرداخته‌بود، هم صدا و سيما سانسور مي‌كرد يك سخنراني تبليغاتي جامع و كامل مي‌شد. انصافاً از نظر جامعيت نظري و مصداقي از بقيه سر بود و درد اين سال‌هاي همه منتقدان دولت محمود احمدي‌ نژاد را در خود نهفته داشت. ولي او هم مثل دو ديگر در نحوه بيان اشكال داشت. مشكل كروبي اين است كه هر چه هم حرف‌هاي خوب بزند، رهبران و گروه‌هاي اصلاح طلب تصميم‌ خودشان را  براي مير‌حسين گرفته‌اند، حتي اگر ميرحسين به استاندارد‌هاي اصلاح‌طلبي كه ما مي‌شناسيم نزديك نشود. مشكل بزرگ‌تر كروبي البته آخوند بودنش است كه ....

4-  اما محمود احمدي‌نژاد كه نمي‌دانم چرا ديشب خودش هم نبود. احمدي‌نژاد با همان كاپشن و هيأت مخصوص نه كت و شلوار شيك و پيراهني كه يقه‌اش دست نخورده. در برنامه‌اش هم من نكته جذابي براي مردم عادي و نه طرفدارانش نديدم. كلياتي شعارگونه كه مكرر شنيده‌ايم. هيجاني در گفتارش نبود. هر چند با آمارهايي كه سر آخر داد تا حدودي به خودش نزديك شد. اما يك نكته ناگفته نماند كه احمدي‌نژاد در اين نطق شهسوار كلام بود و بدون تپق يا لرزشي در سخن تا پايان تاخت بي‌ آن‌كه از اين تاختن، كسي زير گرفته‌شود و اين رسم احمدي‌نژاد نبود.

از اين چهار سخنراني تبليغاتي من رأي اول را از نظر محتوا به كروبي مي‌دهم از نظر تأثيرگذاري به موسوي از نظر شيوايي به احمدي‌نژاد و از نظر ايجابي و نپرداختن به انتقاد از وضع موجود به رضايي


نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |

به چه قيمت؟ دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 16:6

سخنان خارج از هنجار(يا شايد بهتر است بگويم مطابق هنجار زمانه ماي) نويسنده بزرگ محمود دولت آبادي و پاسخ بسيار نامناسب و البته متناسب دكتر سروش به آن، ظرفيت ادبي بي مثال زبان شيرين فارسي را نشان داد و دل طرفداران آقايان موسوي و كروبي را هم شاد كرد. اما مرا كه براي نخستين بار ناظر خاموش اين انتخاباتم و هنوز تصميمي نگرفته‌ام به شدت آزرد. لحظه‌اي كمپين اين دو بزرگوار را در جايگاه بازيكنان دو تيم بزرگ پايتخت بگذاريم و بازي و دريبل‌زني سروش و دولت‌آبادي و فرياد تماشاگران را ببينيم. خوب است كه هنوز داور سوتي نزده تا بقيه واكنش‌ها را هم ببينيم. تازه اين رقابت هم معلوم نيست برنده‌اي داشته باشد و احتمالاً يك بازي تشريفاتي است. من يكي نمي‌خواهم شاهد اين بازي باشم و البته نمي‌خواهم مثل مايلي كهن هم اين وسط معركه‌اي ديگر به پا كنم. فقط مي‌گويم براي اين فرهنگ و هنر وادب و عرفان و رمان و مولانا و... متأسفم. خداييش اگر اصلاح‌طلبي اين است من نيستم. اگر اين بن‌مايه فرهنگ چند هزار ساله ماست، من ايراني نيستم.

نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |

عذر بدتر از گناه سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 15:16

بالاخره همان طور که پیش بینی می شد، با مشخص شدن منشأ پرتقال‌هاي وارداتي و اين‌كه از اسرائيل نبوده بلكه با برچسب تقلبي وارد شده، ايمان و امان از دست رفته برگشت و ناموس به باد رفته‌اي با يك دو سه مشت گِل خريده شد تا همه چيز در مسير طبيعي‌اش قرار گيرد. ديگر نبايد نگران مشكل سياسي مثل ماجراي ايران_كنترا يا فروش سلاح اسرائيلي به ايران در زمان جنگ بود(خودمانيم اين صهيونيست‌‌ها چقدر زبل هستند. هر وقت دولت ايران يك هجوم تبيغاتي به اسرائيل مي‌كند، آن‌ها اين‌جوري به قول معروف تو كارش مي‌گذارند. آن هم بعد از سخنان معروف رئيس محترم جمهور در ژنو) مي‌ماند مشكل كوچك و ناقابل تقلب كه چون در فرهنگ ماست، هيچ‌كس از اين بابت ناراحت نمي‌شود. همين‌كه يك مسئله بزرگ سياسي حل شود خود كلي پيروزي است كافي است چاشني تقلب بهش زده شود. الان بازار پراست از شيرخشك آلوده چيني كه پس از افشاي آن و اعدام عاملانش در چين سر از بازار ايران درآورد و مهم هم نيست كه بازار شير داخلي را نابود مي‌‌كند. آن چه مهم است اين‌كه چون تقلبي است پس مشكلي ايجاد نمي‌كند چون سنسورهاي ما به تقلب عادت كرده. تباني مباني و فوتبالفارسي و لمپنيزم فوتبالي را فعلاً بي‌خيال شويد. فقط سياسي نباشد!

نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |

برنده كيست؟ سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 16:41

   سخنان رئيس جمهور در كنفرانس ضدنژادپرستي دوربان 2 و واكنش‌ هاي صورت گرفته را به گمانم اغلب اگر نه در تلويزيون ملي، كه به قول محمد مايلي كهن در خانه همسايه ديده‌اند. كاري ندارم به اين كه در اين كنفرانس سراسر حاشيه چه گذشت. به محتواي سخنان پرزيدنتمان هم كاري ندارم. فقط به نتيجه‌‌‌‌ اش نگاه كوتاهي مي‌اندازم.

در يك نظر سنجي ديدم كه 52% مخاطبين يورونيوز احمدي‌نژاد را يهود ستيز خوانده‌بودند و 39 درصد مخالف اين گزينه بودند. من مي‌ خواهم از نتيجه همين نظرسنجي برنده و بازنده را معرفي كنم. با نگاه اول مي‌توان گفت بازي (دوربان 2) 3بازنده و يك برنده داشت. بازنده اول بي شك دولت و ملت ايران بود كه به عنوان كشوري با سياستمردان غير قابل پيش‌بيني و در نتيجه غير قابل اعتماد معرفي شدند. ملتي كه هر آنچه در طول هزاران سال در بشردوستي اندوخته بود در 4 سال با يك توهم از دست داد. بازنده دوم حتماً اسرائيل است كه هر چند با تحريم كنفرانس و حمايت كشورهاي بزرگ غربي و جنجال پيش آمده در نگاه اول ممكن است برنده معرفي شود، ولي همين كه در مظان نژاد پرستي قرار دارد، مي‌تواند نشانه‌اي از بازنده بودنش باشد. بازنده سوم هم به اعتقاد من فرصتي بود براي بهبود روابط ايران و غرب كه در سايه انتخاب اوباما و سياست تغييرش به دست آمد و در سايه تدبير احمدي‌نژاد از دست رفت. كاريش هم نمي‌شود كرد. اما از همين جا از برنده اصلي و تنها برنده مي‌گويم كه كسي نيست جز احمدي‌نژاد؛ چگونه؟ از برق نگاهش، موقعي كه مخالفانش عليه او شعار مي‌دادند يا ديپلمات‌هاي غربي جلسه را ترك مي‌كردند، مي‌شد حدس زد كه در سرش چه مي‌گذرد. يك احمدي‌نژاد بود و يك كنفرانس و ديگر هيچ.... حال شما بگوييد كي بازنده‌است؟ و چگونه می شود ملتی بازنده شود و رئیس جمهورش برنده؟ 

نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |

دیدار با آیت‌الله سه شنبه دهم دی 1387 22:6

روز سه شنبه به همراه آقای كرباسچی و دبیران تحریریه روزنامه كارگزاران به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی رفتیم. در ابتدا من گزارشی از عملكرد یك‌ ساله كارگزاران در دور دوم انتشارش دادم و روضه‌ای در باره مصیبتی كه بر سر مطبوعات در این سال‌ها آمده، خواندم. بعد هم جواد روح دبیر گروه سیاسی پرسید كه چرا شما و آقای خاتمی مثل آقای كروبی حزب تشكیل نمی‌دهید و فعالیت سیاسی حزبی نمی كنید. بعد هم جلال خوش چهره صحبت كرد و از مواضع صریح آقای رفسنجانی استقبال كرد. مهدی یزدانی خرم دبیر ادب و هنر هم شرایط سخت ناشران سینماگران و اوضاع فرهنگی كشور از جمله حالت صبر و انتظار هنرمندان تا زمان انتخابات را تشریح كرد كه در صورت انتخاب مجدد احمدی نژاد بسیاری از آن‌ها كشور را برای همیشه ترك می‌كنند. خانم مفیدی هم با اشاره به سفر اخیرش به بروكسل و دیدار با مقامات اروپایی از شرایط سخت بین‌المللی ایران در این دوره گفت. سر آخر هم آقای كرباسچی كه با تأخیری نیم ساعته رسیده بود، از وضعیت دشوار فرهنگی كشور و فرار روزنامه‌نگاران و جوانان كشور اظهار نگرانی كرد. نكته جالب در سخنان كرباسچی آماری بود كه از متقاضیان پیوستن به شبكه فارسی بی بی سی ارائه كرد. به موجب این آمار 14هزار نفر فرم خبرنگاری برای بی بی سی پر كردند كه این شبكه تلویزیونی تنها 220 نفر از آن‌ها را پذیرش كرده و تازه دستگاه‌های امنیتی برخی از آن‌ها را به عنوان جاسوس دستگیر كرد. از جمله افرادی كه به بی‌ بی سی رفته‌اند سردبیر روزنامه اصولگرای توقیف شده تهران امروز منتسب به طیف آقای قالیباف بوده است.

پس از این مقدمه چهل دقیقه‌ای آیت الله هاشمی رفسنجانی سخنانی را با این مضمون آغاز كرد كه بدتر از آنچه شما می‌گویید در دیدارهای چند روز گذشته اصناف و تشكل‌های مختلف به من منتقل شده كه شرایط كلی سیاسی و اقتصادی كشور را بسیار دشوار نشان می‌دهد. هاشمی این را هم به ما گفت كه اگه روزنامه‌نگار نبودید حرف‌های دیگری هم می‌زدم ولی از گفته‌هایش پیدا بود كه نمی‌خواهد در گفت‌گو با جماعت روزنامه‌نگار  بی‌پرده سخن بگوید. معلوم بود كه سیاستمدار كهنه‌كار غمی جانكاه در سینه‌دارد كه نشان آن را در چهره و رفتارش، می‌شد دید. از دیدن این صحنه، كورسوی امیدی هم كه تا پیش ازدیدار با هاشمی رفسنحانی مرد قدرتمند نظام جمهوری اسلامی در سی سال گذشته داشتیم رنگ باخت. اما هنوز به خودمان وعده می‌دهیم اندكی صبر سحر نزدیك است؟

نوشته شده توسط مهران كرمی  | لینک ثابت |